دسته بندی ها

نقدفیلمLaLa Land

11 1

تاریخ اکران:9دسامبر2016

کارگردان:دیمین شزل

نویسنده:دیمین شزل

آهنگساز:جاستین هورویتز

بازیگران: اما استون،رایان گاسلینگ،جان لجند،جی.کی.سیمونز،سونویامیزونو،فین ویتراک،جسیکا راث،و…

ژانر:کدی،درام،موزیکال رمانتیک

کشور سازنده:آمریکایی

زبان:انگلیسی

جوایز:اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن،اسکار بهترین کارگردانی،جایزه بفتای بهترین بازیگر زن،جایزه بفتای بهترین فیلم و..

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

نقدفیلمLaLa Land

خب، از نظر من…

این فیلم عالیه!«بیا و نباشه با این همه جایزه که گرفته!البته نقدی که میگیم کاملا شخصیه و نظر خودمه!!»فیلم صحنۀ خاصی نداره .همه راحت نگاش کنن!{این باید تو پرانتز بگم که اگر دنبال عکس های با کیفیت هستید برید سراغ یه سایت دیگه!!این عکسا فقط برای مرتب کردن نوشته ها در سر خواننده آمده.}موزیک فیلم بینظیره!آهنگسازش ترکونده!فیلم برداری که دیگه نگم براتون!اینکه رایان گاسلینگ خوب پیانو می زنه به بازی در نقشش خیلی کمک کرده.هرچند وقتی دوربین میره روی دستاش دیگه خودش نیست.واما استون بینظیر نقش آفرینی کرده که خب مزدش هم با گرفتن جوایز پی در پی گرفته!بنظرم نقش«سباستین وایلدر» به گاسلینگ نمیاد.گاسلینگ بیشتر باید فیلم اکشن یا کمدی اکشن بازی کنه.بهش نمی خورد نه به خودش نه بدنش که پیانیستی باشه که زندگیش رو بذاره پای موسیقی، که حتی بقول مادرش پول عوض کردن قفل درب رو هم نداشته باشه.ولی اما استون انگار آفریده شده که «میا»رو بازیی کنه ؛و این قدرت این بازیگر رو میرسونه ،که از بازی در چنین نقشی به بهترین شکل بر بیاد. فیلم به پنج فصل تقسیم شده:زمستون،بهار،تابستون،پاییز و مجددا زمستان.

زمستون:

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

زندگی میا و سباستین به یک اندازه نمایش داده میشه.جفتشون کاری که دوست دارند رو ندارند!«خب طبیعیه، زمستون همین و میرسونه.»سباستین کاملا بی اعصابه و این از بوق زدن های اول فیلم که از شدت عصبانیته کاملا معلومه.هرچند بعد ها این بوق زدن عادتش میشه «میا خیلی وقتا از نوع بوق زدن هایسباستین متوجه میشه که سباستین امده دونبالش.»میا رو کاملا در تست های بازیگری به تمسخر میگیرن که تا اخر فیلم ادامه داره.فیلم،رقص های قشنگی داره.فیلم تا جایی ادامه پیدا می کنه که دختره میره تو کافه عاشق اهنگ معروف سباستین میشه اما سباستین بهش توجه نمی کنه.سباستین تو رادیو بنظر میرسه دونبال جازه «چون خیلی عاشق جاز نوازیه.»از گم کردن ماشین معلومه میا بعد از مهمونی معلوم میشه اصلا حواسش به اتفاقاتی که داره می افته نیست. وفقط فکرش پیش سباستینه.و همینطور سباسطین که اول یادش میره ماشینش رو جلوی در خونه گذاشته و بعد برمیگرده«البته احتمالش هم هست که اینجوری گفته که میا شک نکرده اون فقط بخاطرش تا اینجا امده بود.»

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

بهار:

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

بعد از اینکه تو اون مهمونی میا به سباستین پا میده و کم کم با هم وارد رابطه میشن .معلوم میشه که میا خیلی به دوست پسرش علاقه نداره.وقتی سباستین از رویا هاش صحبت میکنه میا میفهمه که تقریبا با وضعی که سباستین داره،تمام رویاهاش محال میاد؛ اما چون رویای بازیگری خودش هم از نظر همه محال آمده،دوست داره رابطش با سباستین بیشتر بشه،که رفته رفته به عشق میرسه.خیلی ذوق داشت که با سباستین به سینما بره، اما مجبور میشه بره به پیشواز برادر دوست پسر فعلیش.و اصلا صحبت های دوست پسرش که نویسندست رو دوست نداره چون اون یه جورایی شخصیت واقع گرا داره.چه برسه به صحبت های تجاری برادر پسره.وقتی به در خروجی نگاه میکنه یاد سباستین می افته«همزمان سباستین رو میبینیم که جلوی در سینما منتظره.وخیای جالبه اصولا در چنین وقت هایی شخصیت تو ذوقش می خوره و میره،اما سباستین میره و فیلم رو میبینه!!» و تا سینما با همون کفش های پاشنه بلندی که خودش اول فیلم بیان کرده بود نمی تونه باهاشون تند راه برود،میدود.بعد که میرسه به سینما خیلی دوست داره با سباستین تماس فیزیکی داشته باشه.بالاخره که دست هم رو میگیرند ،میا که دیگه اصلا حواسش به فیلم نیست«خودمونیم از اول هم نبوده!»به سمت سباستین بر میگرده و بوسۀ معروف فیلم های سینمایی شروع میشه .یه افسانۀقدیمی هست که میگه:« اگر خواستی عشقت رو ببوسی و بر اساس اتفاقاتی این اتفاق رخ نداد، یا اینکه انجامش ندادین، اون رابطه، رابطۀ پاییداری نیست.»و ما میبینیم که سباستین تا میاد ببوسه برق سینما روشن میشه وفیلم پایان می یابه.«و نکتشم همینه دیگه،میا در پایان فیلم به سباستین میرسه.»بوسه ی بعدی هم در اون مرکز علمی به مشکل می خوره چون دستمال به وسیلۀ باد از بینشون رد میشه و در نهایت بعد از رقص درفضا که بنظرم اشاره به رویا داره هم رو بالاخره می بوسن .

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

تابستون:

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

تو این فصل رابطۀ سباستین و میا خیلی بهتر شده!سباستین اغلب اوقات یا درباریۀ موسقی حرف می زنه یا خودش در حال نواختنه؛و میا هم به قدر کافی از این کارش لذت می بره.بیشتر بیرون میرن و هربار بیشتر رویا پردازی می کنن.اگر اشتباه نکنم این پیشنهاد میا بود که در صورت افتتاح کافه ،سباستین اسم کافه رو sebs بذاره.سباستین اول گارد میگیره اما بعد قبول میکنه.نکته ای که سباسیتین خیلی بهش توجه داره اینکه نباید میا برای بینندگان و مردم زندگی کنه. اون باید ازاد باشه، و اصلا به اینکه دیگران چی فکر کنن فکر نکنه.سباستین سُنَت شکنی میکنه ،و حرف هایی که دربارۀ جاز جدید میزد رو زیر پا میذاره و بر اساس بی پولیی که داره ،قبول می کنه عضوی از گروه جاز دوست دوران تحصیلش بشه.که خب خیلی با هم مشهور میشن.ما از این گروه یک اجرای عمومی واحد میبینیم که سباستین دورتادورش پیانو و کیبورده.وقتی شروع به نواختن می کنه دخترا عاشق نواختنش میشن .میا از نواختن دوست پسرش خیلی لذت میبره.اما از چهرش معلومه که بودن با سباستین رو برای خودش دور می بینه.از دیدش اون الان یک ادم خیلی موفقه که اصلا نیاز نداره با دختری مثل اون وارد رابطه بشه.«خودمونیم جوری که سباستین دست تو جیب کیبور می نواخت همین رو واقعا میرسوند» همین موضوع باعث میشه که کم کم به وسیلۀ مابقی دخترا که شیفتۀ دوست پسرش شدن به عقب رونده بشه.قسمت دیگه ای که خیلی جالبه اون بخش از فیلمه که سباستین با ماشین میره دم در خونل میا تا با هم به جایی برن.سباستین جاده یکطرفه رو وارد میشه و مجبور میشه مسیری رو با دنده عقب بره.«بنظرم می تونه اشاره داشته باشه به اینکه رابطشون داره بد پیش میره و اونا مجبور میشن در آینده یک جاده ی یکطرفه رو دنده عقب برگردند.»

پاییز:

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

تو این فصل «میا»که درفصل قبلی از پسره نظر گرفت که بجای بازی در فیلمنامه های دیگرانم فیلمنامه ی خودش رو بنویسه داره روی فیلمنامش کار می کنه.اما نیاز داره که پسره پیشش باشه ولی پسره با گروه موسیقی درگیره و وقت خیلی کمی براش میذاره.جایی برای پسره پیغام ظبط شده میذاره که دلم برات تنگ شده و یک زنگ بزن.اما خب میره خونه و میبینه پسره امده خونه و خواسته سوپرایزش کنه.اول خوشحال میشه.اما بعد ها که میفهمه پسره کم کم داره از رویا پردازی تو واقعیت زندگی می کنه رفتعارش با پسره عوض میشه.چون هنوز دختره داره رویا پردازی میکنه درست مثل یه بچه اما وقتی سر میز شام پسره میگه دیگه وقتشه از رویا پردازی بگزره و به اصطلاح خودش بزرگ بشه بغز دختره می ترکه و دعوا گر می گیره.و وقتی پسره یاداوری می کنه که دختره نویسندست و اون هم محبوبه دختره شروع می کنه به حرف هایثی برای جدایی که سوت اجاق گاز در میاد و کیک نابود میشه و دختره از خونه ختاارج میشه.پسره می خواست برای اولین اجرای دختره بره اما خب برنامه هاشون بهم میخوره.وقنتی داره برای فیلمبرداری ازش موسیقی می نوازه یاد اولین روزی که دختره رو دید می افته .دختره خیلی بد اجرا می کنه و فقط دوستاش ازش تعریف می کنن. و پسره که دیر میرسه دختره باهاش صحبت نمی کنه و میره.

زمستون:

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

این فصل کاملا با فصل اول فرق داره .زمستونه و ما در ذهنمون نشسته که باید بد باشه،اما در عین اتفاقات عجیب و غریب میبینیم که هر دوشون موفق شدند.«میا»که رفته بود خونۀ باباش و می خواست که یه زندگی عادی رو شروع کنه {مثلا بره دانشگاه}.اما «سباستین» به دختره خبر میده که برای بازی در یک فیلم دنبالشن.میبینیم که دیگه نوع بوق زدن سباستین با اول فیلم فرق کرده.«میا»راضی نمیشه ولی بعد از اینکه به حرف های سباستین فکر می کنه حاضر میشه بره.یکی از بهترن سکانس های فیلم وقتیه که برای آخرین بار میبینیم میا رفته تو دفتر تست بازیگران.متوجه میشه که دیگه خبری از تست نیست!و جملاتی رو میشنوه که تابه حال نشنیده بود.و ازش درخواست میشه که داستانی بنویسه. «چون اون یه فیلمنامه نویسه».یعنی یه جورایی شد مثل دوست پسر قبلیش «مویسنده».ما در این سکانس بازی فوق العاده ی اما استون  رو داریم .بینظیره.مو به تن آدم سیخ می کنه.می خنده ،گریه می کنه،معلومه که درد کشیده تا به این جا برسه،و در عین حال خوشحال موقعیتیه که دارره.دیالوگ های عالیی.وای مگه میشه اینقدر جملاتش با وزن آنهگ و حس و حال فیلم هماهنگ باشه!!جمله هاش مارو با یک تئوری مواجه می کنه.و اون این جمله است:«هر جا رویا پردازی می بنم دونبالش می کنم و باهاش پیش میرم.»بعد با پسره روی یه صندلی میبینمشون که حرف هاشون جوریه که دیگه قرار نیست با هم باشن.و هردو با هم به این قول میرسند ،که تا اخر عاشق هم بمونند.با یک منظره عالی از هردو فیلم به آینده میرسه و دختره میره پاریس!

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

قسمت پایانی فیلم:

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

پسره کافه ای که آرزوش و داشت می خره،اما هنوز همون شخصیت خودش رو حفظ کرده، و اصلا عوض نشده.بین سباستین جدید و قدیم فقط پوله که تفاوت ایجاد می کنه.اول میبینیم که دختره  خیلی معروف شده.امایکم زیادی خودش رو میگیره. کسی که برای اینکه دیر نرسه به تست،زود تر راه می افتاد، الان میگه،اگه به نرسیم طوری نیست،تو نیویورک میبینمشون!!شوهر کرده و از اون شوهر بچه داره.همون پسر نویسنده.وقتی میره تو کافه همون لوگویی که برای پسره طراحی کرده بود رو میبینه.سباستین خیلی فروتنه و تقریبا خوشحال، میاد تمام نوازنده هاش رو معرفی می کنه و در نهایت، میگه:«کسی که دیر بجمبم پیانو رو ازم میگیره!» و پیانیست گروه را هم معرفی می کنه.بعد که چشمش به دختره می افته، بغز می کنه و فقط میگه:«سبز خوش امدید!»عالیه!!!وقتی بر میگرده پیانیست میفهمه که باید پاشه تا اون بشینه.همه اماده میشن که یه اهنگ جاز دیگه بزنن اما ، وقتی سباستین شروع می کنه تا لحظۀ اخر کسی سازی نمی زنه.سباستین موزیک معروف فیلم رو میزنه. همون اهنگی که برای اولین بار باهاش هم رو دیده بودند. توی کافه.و با یک فرقی، اول فیلم پسره نصفه میزنه و در نهایت پا میشه ،چون اون اجازۀ نواختن اون موزیک رونداره، و از کار اخراج میشه. و اینجا تا آخر آهنگ رو اجرا می کنه چون کافه،کافۀ خودشه.و میره تو فکر.

نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو
نقدفیلمLaLa Land/نقدی نو

چند تا تئوری:

1-همه چی تو رویا های هر دو پیش رفته و اصلا با هم تو رابطه نبودن:که خب میشه چون از اول داستان ما رقص هایی رو میبینیم که خب ،تو دنیای مادی امکان پذیر نیست.

2-دختره زده زیر قولش وفرانسه که رفته بود، ازدواج کرده:احتمالش زیاده چون پسره خیلی بغز می کنه،چه قبل از نواختن آهنگ،چه در حال نواختن و چه بعد از موزیک. در آخرین دیدار که بنظرم بینظیره، با هم ارتباط چشمی برقرار می کنند.نیمچه ای سرشان را تکان می دهند و به هم لبخند می زنند.«که در این صورت دختره خیلی نامرده! گفته بود با کسی نمیره و رفته!ولی خب پسره نرفت و به قولش پایبند بود!دمت گرم مرد!!!»

مثل همیشه…

این نظر من بود.اگر بد بود،نظر من بود.اگر هم خوب بود،باز هم نظر من بود.این رو از من داشته باشید:

نظر همه رو گوش کنید .چیزی که از از نظرتون درست آمد رو در زندگی بکار بگیرید و نظراتی که از نظرتون اشتباه و مزخرف میاد رو نادیده بگیرید.تا با گفت گو کردن اعصاب گوینده و خودتون و خراب نکنید.چون هیچ وقت کسی نمی تونه به زور نظر خودش رو قالب دیگران کنه، و کسی هم نمی تونه با حرف ،طرف مقابل را قانع کنه، که نظرش اشتباه. اینجور کارا فقط فکر مشغولی شما رو زیاد می کنه،وباید بدونید که هیچ چیز در این دنیا،با ارزش تر از عمر نیست.که حالا آدم بخواد با بحث کردن و فکر مشغولی های بیخودی اون را هدر بده.

خیلی خوشحال میشم که نظراتتون را این پایین برام بذارید .هم دربارۀ فیلم و هم دربارۀ سایت.  

مخلص همه کوروش

kourosh وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *