نقد و نظر wini دربارۀ یک فیلم 100% فوق العاده به نام لئون

نقد و نظر wini دربارۀ یک فیلم 100% فوق العاده به نام لئون

فیلم لئون، قصه ی تضاد هاست. لئون مردی است که به معنای واقعی کلمه《زندگی نمیکنه》او یک ماشین کشتار بی صداست که تنها با یک گیاه ارتباط عاطفی دارد. او نماد سکون،انجماد و احساسات است. در مقابل، ماتیلدا دختر بچه ای که به بلوغ زود رس ناشی از رنج رسیده، نماد طوفان، سرزندگی، پرسشگری است. بر خورد این دو، تنها یک رابطه ی محافظ و محافظ شونده نیست؛ بلکه برخورد مرگ با زندگی است.

گیاهی که لئون همیشه با خود حمل می کند، زیبا ترین و عمیق ترین استعاره ی فیلم است. آن گیاه تنها چیزی است که لئون در این دنیا مسئول آن است. گیاه ریشه ندارد و لئون هم به جایی تعلق ندارد.ماتیلدا در نهایت با کاشتن آن گیاه در زمین در واقع به لئون کمک میکند، تا برای اولین بار در طول زندگی اش “ریشه” بدواند؛ حتی اگر به قیمت پایان یافتن عمرش باشد. این صحنه زیباترین سکانس تعالی انسانی در فیلم است.

فیلم لئون بر خلاف بسیاری از اثار اکشن، خشونت را تقدیس نمیکند، بلکه آن را به عنوان زنگ خطری برای نابودی معصومیت به تصویر می کشد. حضور ” نورمن استنسفیلد” به عنوان پلیس فاسد و روانی فیلم، تقابلی سیاه و سفید ایجاد میکند. استنسفیلد تجسم کسی است که موسیقی کلاسیک گوش می دهد و در عین حال به راحتی جان می ستاند. او در مقابل لئون قرار میگیرد که با وجود قاتل بودن” کد اخلاقی” دارد؛ لئونی که زنان و کودکان را نمیکشد، در حالی که استنسفیلد بویی از انسانیت نبرده است.

نمی توان از لئون نوشت و از موسیقی ” اریک سرا” یاد نکرد. موسیقی فیلم، سرد، غریب و در عین حال عمیقا غمگین است. موسیقی در صحنه هایی که لئون و ماتیلدا در اپارتمان هستند، به رابطه ی ان ها رنگی از یک تراژدی معلق میبخشد به طوری که هر دو میدانند که این ارامش، پیش درآمد طوفانی اجتناب ناپذیر است.

لئون حرفه ای، نه به خاطر صحنه های اکشن، بلکه به خاطر لحظات سکوت ماندگار شده است صحنه هایی که ماتیلدا یاد می گیرد چطور با مرگ کنار بیاید و لئون یاد می گیرد چطور با زندگی اشتی کند این فیلم به ما میگوید که حتی در میان خفقان این دنیا و در تاریک ترین گوشه های شهر هنوز ممکن است دو انسان فارغ از سن و سال و گذشته ای که پشت سر گذاشته اند، در پناه یکدیگر، برای لحظه ای طعم زیستن را بچشد.